جشن ماه کامل, جشن ماه کامل در تایلند, آداب و رسوم مردم تایلند, فرهنگ زندگی, جشن های تایلند, مسابقه ملکه زیبایی, آیین بودایی, جشن های سنتی, آداب و رسوم, رسوم مردم تایلند

مجموعه: فرهنگ زندگی

جشن های تایلند, مسابقه ملکه زیبایی

آشنایی با جشن های سنتی تایلند

 

“لوی کراتونگ” یکی از زیباترین و محبوب ترین جشن های تایلند است که هر ساله در روز ماه کامل از دوازدهمین ماه تقویم قمری تایلند برگزار می شود. این روز در تقویم میلادی معمولا روزی از ماه نوامبر است.

“لوی” به معنای شناور کردن و “کراتونگ” به معنای کلکی به شکل نیلوفر آبی و ساخته شده از برگ موز است. در طی این مراسم قایقهایی كه از گندم درست شده اند و بر روی آنها شمع، عود و گل قرار داده شده است بر روی رودخانه ها شناور می شوند. این مراسم در سراسر كشور و به طور خاص در شهر سوخوتای (Sukhothai) ، پایتخت سابق تایلند برگزار می شود.

 

جشن های سنتی, آداب و رسوم

لوی کراتونگ یکی از زیباترین جشن های تایلند است.

 

در سحرگاه روز جشن، بسیاری از مردم به رودخانه نزدیک محل سکونت خود می روند تا کلک های خود را که شمع و عود روی آن را روشن کرده اند، برای ادای احترام و تشکر از الهه آبها، در رود رها کرده و تمام کینه ها، خشم و پلیدی ها را از خود دور کنند. مردم هم چنین ناخن و موی خود را کوتاه کرده و آن را همراه با کلک خود رها می کنند تا ناپاکی ها را از وجود خود پاک کنند، آنها بر این باورند که این کار برای آنها خوش شانسی می آورد و گناه و بدی را دور می کند.

 

تایلندی ها معمولا هنگام رها کردن کلک خود در آب آرزویی می کنند و بسیاری باور دارند که اگر شمع آنها تا زمانی که از نظر خارج نشده، روشن بماند، آرزوی آنها برآورده خواهد شد. در آیین بودایی این عمل را نماد سفر روح انسان در دنیای مادی می دانند.

 

جشن ماه کامل, جشن های تایلند

 

یکی از جنبه های رومانتیک این جشن اقبال زوج های جوان به اهدای کراتونگ به آب است. دلیل آن هم این است که زوج ها با دنبال کردن کراتونگ خود، آینده رابطه شان را می بینند که دوام خواهد داشت یا مثل کلک آنها در آب فرو خواهد شکست.

ریشه چنین باوری نیز در داستان ملکه سوخوتای است که کراتونگی را ساخته و برای تشکر از الهه آبها به جریان آب یکی از کانال های قصر سپرد تا پادشاه هم آنرا به نشانه علاقه او ببیند. پادشاه نیز از این شیوه ابراز علاقه بسیار مسرور شده و آن را به عنوان رسمی نو در پادشاهی خود اعلام کرد.

از این روست که زوج های جوان بر این باورند که اگر کلک آنها تا زمانی که از نظر دور نشده بر روی آب بماند، عشق آنها نیز تا ابد دوام خواهد داشت. به همین دلیل در این شب می توان حضور زوج های جوان را بیشتر از هر مراسم دیگری در شهر مشاهده کرد که کراتونگ به دست به سمت رودخانه ها در حرکتند.

 

آداب و رسوم, رسوم مردم تایلند

 

یی پنگ (Yi Peng) جشنی مشابه لوی کراتونگ است که یک روز قبل از آن در شهرهای شمالی تایلند برگزار می شود و تفاوتش با لوی کراتونگ در این است که به جای انداختن شمع ها در رودخانه، آنها را به وسیله بالون هایی به هوا می فرستند و با این کار بر این باورند که بد اقبالی از آنها دور خواهد شد.
همزمان با این جشن، مسابقه ملکه زیبایی تایلند نیز برگزار می شود.

 

جشن های تایلند, مسابقه ملکه زیبایی

 

منبع:wikisafar.com

جشن گانش در هندوستان, آداب و رسوم مردم هندوستان, جشن های سنتی, خدایان هند, جشن گانش, جشن گانش چیست, مراسم سنتی, جشن های سنتی هندی ها, فرهنگ زندگی, آداب و رسوم مردم ایران

مجموعه: فرهنگ زندگی

جشن های سنتی, خدایان هند

گانش نام یکی از خدایان هندی ها است.

 

مراسم جشن گانش هر ساله از سوی هندوها برای «گانش» فرزند «الهه شیوا » و یکی از پنج خدای معتبر آئین هندوئیسم در حیدر آباد مرکز ایالت آندرا پرادش در اواخر تابستان برگزار می شود.

«گانش» در اساطیری هند با سری از فیل و بدنی انسانی متجلی شده است. در این جشنواره هوادارن گانش، در ستایش وی با تقدیم نارگیل و حمل مشعل به استقبالش می روند.

 

خدایان هند, جشن گانش

 

طبق اعتقادات هندوها یا همون هندوئیسم. اونها ۵ خدا دارند (به نامهای برهما-شیوا – ویشنو – دورگا – گانش ) که گانش فرزند بزرگ شیوا هست. هندی ها به این خدا LORD GANESH میگن. مجسمه هایی که ازش ساخته شده این خدا سری مانند فیل با بدنی مثل انسان داره و ۴ تا دست داره و معمولا سوار بر یک موش کوچیک است که در هر کدام از دستهایش چیزی دارد (داس- طناب-شیرینی) که هر کدام معنای خاصی را دارند. یک دستش را هم به صورت صاف نگه داشته که به معنی بخشندگی این خداست.

 

جشن گانش از روز تولد گانش شروع میشود و به مدت ۱۰ روز این مجسمه ها را که هر کس با توجه به این که وضعیت مالی چطور باشه میتواند بزرگ یا کوچک باشد در خانه نگه می دارند و روی آن گل می ریزند و عود روشن می کنند غروب روز دهم  آن را به رودخانه یا دریا می برند و به آب می اندازند تا به جایگاه اصلی خودش به آسمانها برگردد. هندوها اعتقاد دارند در شبی که این مجسمه ها را به آب می اندازند نباید به ماه نگاه کنند چون برایشان بد شانسی می آورد.

 

جشن های سنتی, خدایان هند

جشن گانش از روز تولد گانش شروع میشود و به مدت ۱۰ روز ادامه می یابد.

 

بعضی از افراد با هم پول می گذارند و یک مجسمه بسیار بزرگ که شاید تا ۳ متر برسد را می خرند و در طول این ۱۰ روز به فقیران نهار و شام می دهند و دعا می خوانند.

 

جشن های سنتی, خدایان هند

 

جشن های سنتی هندی ها, فرهنگ زندگی

مراسم به آب انداختن مجسمه های گانش

گردآوری:بخش فرهنگ و هنر بیتوته

منبع:india302.blogfa.com

آیین چِلچِلا, فرهنگ زندگی, آداب و رسوم مردم ایران, شاهرود, رسوم مردم در محرم, آیین عزاداری, ماه محرم, برگزاری مراسم عزاداری, نذورات محرم, رسوم ماه محرم

مجموعه: فرهنگ زندگی

رسوم مردم در محرم, آیین عزاداری

آداب و رسوم محرم در شهر مُجن

 

شهر زیبا و پلکانی شکل مُجن که در فاصله ۳۳ کیلومتری شمال غرب شاهرود واقع است هر سال در ایام ماه محرم میزبان هزاران تن از عزاداران حسینی و گردشگران مذهبی از اقصی نقاط کشور خصوصاً تهران و گرگان است.

 

منطقه سمنان، مجن، چند تکیه به نام‌های تکیۀ بالا(قلعه)، پایین(مرکزی)، سادات، ملاگوهر و ذوالجناح و نیز تعدادی منبرخانه دارد که از چند روز مانده به ماه محرم غبارروبی و سیاهپوش می‌شود.

 

از قدیم‌الایام از شب سوم ماه محرم در صحن دو تکیۀ بزرگ مجن تکایای بالا و پایین مقارن با غروب آفتاب مراسم با شکوهی تحت عنوان «چِلچِلا» انجام شده و این آیین تا شب دهم با حضور خادمان و انبوه عزاداران ادامه می‌یابد.

 

در تکیۀ پایین پیش ازغروب آفتاب ابتدا فراشان تکیه را آب و جارو می‌کنند پس از آن فضای تکیه را با تعدادی جاجیم و چادر شب فرش کرده و چهل پایه چراغ شمعدان برای برگزاری مراسم در محل می‌چیینند. گویا از همین‌روست که این مراسم زیبای معنوی را چلچلا یا همان چهل چراغ نامیده‌اند.

 

خدام تکیه مقابل چراغ‌ها و رو به جمعیت حاضر می‌ایستند و فردی که اغلب متولی و به‌اصطلاح محلی‌ها بابای تکیه است، دعا با لحنی دلنشین را می‌خواند.
زنان و دختران بر پشت‌بام‌های پلکانی اطراف تکیه به‌تماشای مراسم می‌نشینند. ایشان بر این باورند که هنگام غروب دعا زودتر مستجاب شده و نباید این فرصت را از دست بدهند.

 

تکیه‌ پایین از فضای معنوی خاصی برخوردار است. پوششی چادری که برروی صحن تکیه و برفراز ستون چوبی برافراشته شده نمادی از خیمه‌گاه اباعبدالله‌الحسین(ع) است.
در این آیین پس از ذکر صلوات قسمت‌هایی از دعای زیارت عاشورا خوانده می‌شود آنگاه برای سلامت و فرج آقا امام زمان(عج) دعا می‌کنند و حضار همگی با الهی آمین پاسخ می‌گویند.

 

قسمتی از این دعا بدین شرح است: «از جهت تعجیل ظهور حامل لواح ولایت الهی/ و صابح محبت لایتناهی/ نور انوار شارقه احدیت / و نور انوار بارقه عزلیت / شمس فلک عصمت و طهارت / قمر آسمان عزت و جلالت / حجت پروردگار و زریه احمد مختار و…

 

شاهرود, رسوم مردم در محرم

 

در همین حین مردم نذورات خود که بیشتر شامل نان محلی و قند است و برای مراسم اطعام روز بعد عزاداران استفاده می‌شود را به تکیه آورده و برروی سفره‌های کرباسی قرار می‌دهند ایشان در قبال آن بسته‌ای کوچک از نبات را به‌عنوان تبرک از خادمان دریافت می‌کنند.

 

در پایان مراسم نیز برای آمرزش اموات، شفای بیماران و برطرف کردن و دفع بلیات و قبولی نذورات دعا و فاتحه می‌خوانند سپس چراغ‌ها را دست به دست می‌بوسند و می‌چرخانند و برای اقامه‌ی نماز مغرب آماده می‌شوند.
منبع:hamshahrionline.ir

سینه‌زنی سه سنگ, فرهنگ زندگی, آداب و رسوم محرم, مراسم سینه زنی, آداب و سوم مردم ایران, آداب و رسوم محرم در بهبهان, دسته‌های عزاداری, مراسم دعای باران در بهبهان, سینه زنی, رسوم مردم ایران

مجموعه: فرهنگ زندگی

آداب و رسوم محرم در بهبهان , دسته‌های عزاداری

آداب و رسوم محرم در بهبهان

 

دسته‌های سینه‌زنی در بهبهان ورود و خروج خود را به صحن امامزاده با شور و حرارت خاصی آغاز و پایان می‌کنند که شیوه ورود آن‌ها به صحن امامزاده را «کولکی» و سبک سینه‌زنی هنگام خروج از امامزاده را «سه سنگ» می‌نامند.

 

نکته‌ی حائز اهمیت در عزاداری بهبهانی‌ها، نحوه ورود و خروج دسته‌های عزاداری در امامزاده‌هاست؛ به‌گونه‌ای که به هنگام ورود به صحن امامزاده دسته‌های عزادار در قالب گروه‌ها (حلقه‌ها)ی چهار نفری کمر همدیگر را گرفته و با ریتم و‌ آهنگی خاص که به آن “کولکی” می‌گویند با سردادن اشعار شورانگیزی همچون: شب قتل است که احوال ندارد زینب، همچو مرغی که پر و بال ندارد زینب یا: ای بی برادر زینب، بی یار و یاور زینب، و یا چگونه من آب روان بنوشم صدای العطش رسد به گوشم و سروده‌هایی از این قبیل، وارد صحن مطهر امامزاده می‌شوند و پس از نوحه‌خوانی و سینه‌زنی آرام و به هنگام خروج از امامزاده با زدن نوعی سینه که به آن “سه سنگ” می‌گویند از صحن امامزاده خارج می‌شوند.

 

طریقه سینه‌زنی سه سنگ نیز به این صورت است که عزاداران روی زانو می‌نشینند و نوحه‌خوان به‌ آرامی نوحه می‌خواند؛ تا جایی که نوحه وی اوج می‌گیرد و با گفتن کلمه “علی” سینه‌زنان سه بار محکم و متوالی به روی سینه خود می‌زنند و در چندین نوبت این شیوه تکرار می‌شود، سپس در پایان نوحه، نوحه‌سرا با گفتن صلوات، از عزاداران می‌خواهد که امامزاده را ترک کنند.

 

نوحه مخصوص این سبک سینه‌زنی منسوب به قدیمی‌ترین نوحه‌سرای بهبهان، یعنی میرزا شوقی بهبهانی است. او به درخواست اهالی محله پهلوانان بهبهان نوحه جدیدی می‌سراید که به سه سنگ معروف شد و مورد توجه گروه‌های مختلف سینه‌زنی در بهبهان قرار گرفت. محلات کاروانسرا، پهلوانان و حضرت شاهزاده فضل، محله‌هایی از بهبهان هستند که اهالی آن مشهورترین سینه‌زنی‌های «سه سنگ» را برگزار می‌کنند.

 

نوحه‌خوانی به اصطلاح سه سنگ همان ریتم 4 / 3 است که با اشاره نوح‌خوان، سینه‌زنان سه بار پیاپی به سینه می‌کوبند. معروف‌ترین و ماندگارترین و در عین حال بانی نوحه سه سنگ میرزا شوقی بهبهانی است. نوحه‌هایی که بعد از حدود 130 سال، هر سال اجرا می‌شود. معروف‌ترین آن‌ها عباس علمدار – حیف از علی‌اکبر – حسن یا حسین است. معمولا وزن نوحه‌های سنگین و مجلسی در میزان 8 / 6 اجرا می‌شود و در این خطه 4 / 3 یعنی اگر واحد زمان را چهار بگیریم سه بار آن را به سینه می‌زنیم. در حالی که در 8 / 6 واحد زمان هشت است و این بسیار کند و آرام است.

 

آداب و رسوم محرم , مراسم سینه زنی

مراسم سینه زنی سه سنگ در بهبهان

 

به نظر می رسد که سنگ مترادف وزن باشد در زبان فارسی که در زبان عامیانه سنگ گفته شده است؛ اما چرا سنگ؟ در جوامع روستایی که شیوه تولید آن عمدتا کشاورزی – دامداری است دم دست‌ترین اسباب و لوازم هر کاری بی‌شک سنگ است، بخصوص در اجرای مراسم و بازی‌های کودکانه انواع و اقسام بازی‌هاست که وسیله بازی آن سنگ است، مثل هفت‌سنگ چراکه پیرامون آن‌ها چیزی به‌جز سنگ دیده نمی‌شود.

 

بنابراین برای ایجاد سرگرمی ذهن خیال‌پرداز آدمی بهره‌وری از آن را مقتصدانه و هنرمندانه به‌کار می‌گیرد، حتی برای ساختن ابزار معیشت مثل آسیاب‌های دستی سنگی و … گاه که وزنه‌های آهنی کمبود احساس می‌شود هم وزن آن سنگ به‌کار می‌برند و در ترازو می‌گذارند. بنابراین سنگ کاربردهای گوناگون دارد و یکی از اصلی‌ترین ابزار معیشت کشاورزی است و این قاعده به شاعر هم تسری می‌یابد که به‌جای وزن از سنگ استفاده کند تا گوش و هوش آدم‌های آشنای آن به راحتی ایجاد ارتباط کنند و قابل درک باشد . چون سه بار پیاپی به سینه می‌زنند سه تایی (سه وزن) یا سه سنگ گویند؛ اما ساخت شعر آن همان بحرطویل است به طوری که شعر تشکیل می‌شود از یک مصراع بلند و یک مصراع کوتاه که مصراع کوتاه مرتب تکرار می‌شود.

 

در نوحه‌خوانی و سینه‌زنی، بخصوص نوحه‌های سه سنگ شوقی عباس علمدار و حیف از علی‌اکبر و حسن یا حسین که معروف‌ترین آن‌هاست از طرف سینه‌زنان جواب می‌آید. جواب‌های کوتاه از سینه‌زن و مصراع‌های بلند را نوحه‌خوان می‌گوید که بعد از هر توقف نوحه‌خوان می‌گوید عباس علمدار و آن‌ها چندین بار بر سینه می‌زنند، آن هم سه تایی که صدای سنگ‌ها (دست‌ها بر سینه‌ها تنها صدای صحن است). در مراسم دعای باران در بهبهان نیز بچه‌ها با دو پاره سنگ که در دست دارند به هم می‌زنند و می‌خوانند که او را برو او بیو کهر یکاشو تشنن (ابر باران آب بیار که گوسفندها تشنه هستند) که کم کم طی فرسایش زبانی و معروف شدن برخی واژه‌ها به “الله بر و او بیو کر یکا شو تشنن ” تبدیل شده است.

نوحه به سبک بوشهری را فردی به نام ناخدا عباس ابداع کرد،او که ناخدا بود و اشعار و نوحه‌هایش را با الهام از امواج دریا و حرکات آن می‌گفت. مردم همین حرکات را که در کشاندن تور ماهی از دریا تا پیچ و تاب موزن آن قبلا آشنایی داشتند استقبال کرده و به این طریق شیوه اجرایی بوشهری پدید آمده است. بنابراین باید گفت اصولا هنر و ادبیات زاده اقلیم و جغرافیا است و معمولا هر چه از آن وام گرفته می‌شود عمومیت پیدا می‌کند چون آشنای خلقیات و رفتار آن‌هاست و نوحه‌گویی سینه‌زنی مراسم اعتقادی عوام است و باید با فرهنگ و معیشت و کار آن‌ها نزدیکی و سازگاری داشته باشد تا بتواند مکنوتات آن‌ها را بروز دهد.

 

آداب و رسوم محرم در بهبهان , دسته‌های عزاداری

 

به همین دلیل است که شوقی پدر شعر محلی بهبهانی با شناخت زیست – اقلیم سرزمین خود به‌راحتی زبان دل مردمش می‌شود و شیوه سه سنگ به‌وسیله او ابداع می‌شود و مردم آن اقلیم آن را چون با محیط و طبیعت خود سازگار می‌دانند پاس می‌دارند و آیین دل‌داری و دلدادگی به مأوای آرمانی خود (حسین بن علی (ع) ) عاشقانه‌ترین و پرشورترین منویات و احساسات خود را ابراز می‌دارند و سرمست این شیدایی می‌شوند و هر سال با این شیوه خانگی عشق را در سینه خود به پرواز می‌کشند.

 

نورعلی یا میرزا قنبر متخلص به شوقی و مشهور به «شوقی بهبهانی» شاعر محبوب عصر ناصری در بهبهان بوده است.
او با تغزیه‌خوانان و شاعران و مداحان و ذاکران همراهی می‌کرد تا این‌که در سال 1281 هجری قمری (1242 هجری شمسی) که فرهاد میرزا معتمدالدوله والی فارس، حکومت بهبهان را به فرزند اهل قلم و عادل خود یعنی احتشام‌الدوله سلطان اویس میرزا واگذار کرد، این حاکم دانش‌پرور پس از انجام آزمون لازم شوقی را به‌عنوان دبیر خود و همکار میرزا هدایت‌الله شیرازی برگزید و کارهای دیوانی را به آن‌ها سپرد و از آن پس به میرزا شوقی مشهور شد. شوقی تا سال 1298 هجری قمری (1259 هجری شمسی) به این کار مشغول بود.

منبع:isna.ir

آداب و رسوم غذا خوردن در کره, آداب غذا خوردن, آداب و رسوم, رسوم مردم کره, فرهنگ زندگی, غذاهای سنتی, غذاهای کره ای, غذا در کره, رسوم مردم ایران

مجموعه: فرهنگ زندگی

پخت و پز کره ای بر اساس غذاهای سنتی است که به روش مخصوص خود درست میکنند از غذاهای خاص منطقه ای گرفته تا غذاهای ترکیبی مدرن و غذاهای مخصوص درباری و پختن غذاهای بسیار متنوع که شهرت بین المللی دارد.

 

مواد تشکیل دهنده غذاهای کره ای عمدتا برنج، انواع رشته ها (نودل)،سبزیجات، انواع گوشت قرمز و توفو ( نوعی پنیر تهیه شده از شیر سویا) می باشد. وعده های غذایی در کره علاوه بر غذای اصلی که سنتی است با مخلفات متنوع و زیادی سرو می شود که به آن بان چان میگویند و همیشه همراه سایر غذاها از قبیل برنج بخار پز شده ،سوپ،و کیم چی سرو می شوند. کیم چی غذائی است که تشکیل شده از سبزیجاتی مثل کلم-ترب و خیار که بسیار تند می باشد،کیم چی و برنج از غذاهای پر طرفدار کره است که عمدتا با هر وعده غذائی سرو میشود.

 

چاشنی هائی که برای غذاهای کره ای استفاده میشود: روغن کنجد، دون جانگ(نوعی خمیر تخمیر شده از لوبیای سویا)، سویا سس، نمک، سیر، زنجبیل و سس فلفل تند است.

 

غذاهای کره ای, غذا در کره

 غذاهای کره ای معمولا تند است

 

مصرف سیر نیز در کره نسبت به کشور های مدیترانه ی شمالی( اسپانیا –ایتالیا –یونان) و همچنین بعضی از کشور های آسیائی مانند چین و تایلند بسیار بیشتر است.
اغلب غذاهای کره ای بسیار وقت گیر و پر کار می باشند تهیه غذاهائی که در دوران سلطنتی تهیه می شده و به غذاهای رویال یا سلطنتی معروف بوده یک روز کامل طول می کشیده است و این غذاها معمولا در ظروف برنزی سرو می شوند. برخی از غذاهای سنتی درباری قیمت آن برای هر نفر به 250 هزار تومان هم می رسد،البته بدون در نظر گرفتن نوشیدنی.این غذا توسط گارسون مخصوصی سرویس داده می شود.رستورانهایی که این نوع غذاها را سرو میکنند در محلهای خاصی از شهر سئول دیده می شوند.

رستوران ها:کره رستورانها و غذاخوری های متنوعی دارد که می توان از غذاهائی که توسط دستفروشان در خیابانها به فروش می رسد تا رستورانهای کوچک و رستورانهائی که صرف غذا در انها مستلزم هزینه های بالایی می شود نام برد . رستورانهای معمولی و متوسط هم در کره دیده می شود که انواع غذاهای کره ای در آنها سرو می شود.خوشبختانه در رستورانهای کره انعام دادن معمول نمی باشد.بیشتر افراد کارگر در کره هرگز برای غذا خوردن به رستوران نمیروند زیرا مستلزم صرف هزینه های بالائی برای آنها میباشد.

 

نوشیدنی: کره ای ها هنگام صرف وعده های اصلی غذا معمولا نوشیدنی نمیخورند مگر مقدار خیلی کمی آب یا یک نوشیدنی به نام پوریچا که به آن چای جو می گویند.
تنوع نوشیدنی در کره بسیار زیاداست و جاهائی که انواع چائی یا قهوه سرو میشود فراوان است نوشیدنی های سفید رنگی که از برنج و سیب زمینی تهیه می شود بسیار معمول است.
در گذشته در کره صرف نوشیدنی های خاص با آداب و رسوم خاصی همراه بود که در مراسم و جشن های ویژه به منظور نشان دادن ادب و احترام انجام می شده است.

 

غذاهای کره ای معمولا تند است. هر وعده غذای اصلی معمولا شامل انواع سبزیجات پر ادویه،سوپ ها ، ماهی و کیم چی می باشد.
مردمی که در کره شمالی زندگی می کنند نسبت به مردم کره جنوبی چندان پولدار نیستند و غذاهای خوشمزه و خوبی مانند پول گوجی(گوشت گاو مزه دار شده ) و کالبی (گوشت دنده مزه دار شده ) در کره جنوبی رایج است.
غذاهای مطلوب و مورد علاقه در کره شمالی نان جی یون است که یک نوع غذا با رشته فرنگی است.
مصرف لوبیای سویا ، ذرت، ارزن،و گندم در کره بسیار زیاد است.

در کره خانواده ها خیلی به ندرت وقتی برای غذا خوردن در کنار هم پیدا می کنند و معمولا غذا در محل کار افراد خورده میشود. از نظر کره ای ها غذا خوردن به هنگام راه رفتن در خیابان بسیار زشت و ناپسند است ولی در مورد کودکان استثنا است.
کره ای ها در هنگام غذا خوردن صحبت نمی کنند مگر در مهمانی های شبانه،غذا خوردن با دست از نظر کره ای ها بی نزاکتی است اما هرت کشیدن سوپ اصلا نا شایست نمی باشد.

 

آداب غذا خوردن, آداب و رسوم, رسوم مردم کره

 آداب و رسوم غذا خوردن در کره 

اکثر کره ای ها هنگام غذا خوردن دور میز می نشینند اما هنوز بسیاری ترجیح می دهند که به همان سبک سنتی روی زمین بر روی تشک های یک نفره به شکل چهار زانو نشسته و غذا بخورند.

 

در هر وعده غذائی تمام غذاها در یک مرحله سرو میشود مثل برنج، سوپ ،آبگوشت.کره ایها از قاشق برای خوردن برنج،سوپ و آبگوشتها استفاده میکنند و از چوب های مخصوص(چاپ استیک) برای خوردن غذای اصلی و پیش غذاها،برنج وسوپ درکاسه های تکنفره سرو می شود در حالیکه غذای اصلی و پیش غذا به صورت شریکی خورده می شود.

 

آداب غذا خوردن
در کره برای افراد مسن معمولا زودتر از بقیه غذا کشیده می شود و آنها زودتر از سایرین شروع به غذا خوردن می کنند.

جوانتر ها غذای خود را به آرامی می خورند تا آن را زودتر از افراد مسن و حاضر بر سر میز تمام نکنند.

هنگام سرفه کردن میز را ترک می کنند.

آرام و بی سر و صدا غذا می خورند.

هنگام غذا خوردن هرگز ظروف خالی شده را جمع نمی کنند.

هنگامی که غذا خوردن آنها تمام می شود چوب و قاشق های غذا خوری را بر روی میز قرار می دهند.

هرگز غذای خود را با دست جمع نمی کنند و با دست غذا نمی خورند .

هرگز چوب غذا خوری را داخل کاسه برنج خود قرار نمی دهند قرار دادن چوب غذا خوری در کاسه برنج از آدابی است که در مراسم مردگان خود انجام می دهند.
منبع:noortarjome.com

مراسم ازدواج در میان قوم بلوچ, آداب و رسوم, رسوم مردم بلوچستان, فرهنگ زندگی, عروسی بلوچی, جهازبرون, مراسم جهازبرون, آداب و رسوم ازدواج, عروسی های بلوچی, مراسم عقد در بلوچستان

مجموعه: فرهنگ زندگی

عروسی بلوچی, جهازبرون

زمان ازدواج بلوچ ها معمولا در بهار است.

 

برپایی مراسم ازدواج در میان بلوچ های ایرانی کما بیش همچون رسم سال های دور این قوم است و دستکم 8 مرحله از مراحل عروسی همچنان در میان بلوچ ها به اجرا درمی آید. گرچه اینک به واسطه تغییر وضعیت اقتصادی مراسم 7 شبانه روزی عروسی بلوچی به برنامه ای 3 شبانه روزی محدود شده اما هنوز پایبندی به سنت ها در آن ملموس و مشهود است. آنچه در ادامه آمده حاصل گفتگوهایی با مردم محلی است که در مناطق مختلفی از بلوچستان که به سرزمین «مکُران» معروف است ساکنند، نظیر شهرهایی چون ایرانشهر، بمپور، سرباز، نیکشهر، چابهار و … .
شاید پیش از آنکه بخواهیم از رسم و رسوم سخنی به میان آوریم لازم باشد بدانیم درباره کجا و کدام مردم می خواهیم صحبت کنیم.

 

* بلوچ ها و جغرافیایی که در آن زندگی می کنند
از وسعت جغرافیایی که بلوچ ها در آن زندگی می کنند همین بس که در محدوده ای ما بین ایران، پاکستان و افغانستان محصور است. اما آنچه در این نوشتار مد نظر است متوجه بخشی است که در ایران واقع شده است و به نوعی در استان سیستان و بلوچستان شناخته می شود. منطقه ای که به «مکُران» موسوم بوده و همچنان نیز بلوچستان ایران به دو بخش «سرحد» و «مکُران» خوانده می شود.

 

سرحدات شامل جنوب سیستان تا شمال ایرانشهر کنونی و شهرهایی چون زاهدان و خاش بوده است. مکُران نیز با مرکزیت «بمپور» تا دریای عمان گسترده بوده است. درباره وجه تسمیه مکُران در دانشنامه آزاد ویکی پدیا در اینترنت آمده است:« در مورد معانی مکُران نظرات متفاوتی وجود دارد مثلا مکران به معنی باتلاق یا مکران به معنی معنی ماهی خواران، اما به نظر می رسد اطلاعات در مورد ساکنین مکُران کامل نیست و نمی توان به طور قطع در مورد وجه تسمیه مکران سخن گفت.»

اما ساکنان سرزمین مکُران به درخت خرما(نخل)، مک یا مچ می گویند. بنابراین مکُران به معنای سرزمین درختان خرما یا همان نخلستان است که با توجه به اینکه در منطقه ایرانشهر، سرباز، نیکشهر، سراوان و چابهار نخل بسیار است و انواعی از خرما در این منطقه به دست می آید این معنی قابل قبول است.

مردم بلوچستان از قوم بلوچ، ریشه در تاریخ این سرزمین یعنی ایران دارند. آنها مسلمانند و سنی مذهب. درباره قوم بلوچ در دانشنامه آزاد ویکی پدیا در اینترنت نوشته شده است :« نخستین ظهور بلوچان در آثار تاریخی در کتاب حدودالعالم(892 م/ 372ق) و نی در مقدسی حدود ( 985م/ 375 ق) با نام بلوص است. در شاهنامه ذکر مسکن این قوم در حدود شمال خراسان امروزی آمده است. در کتاب های جغرافیایی از این قوم ( همراه با طایفه کوچ یا قفض) در حدود کرمان یاد می شود. پس از آن بر اثر عوامل تاریخی این قوم به کناره های دریای عمان رسیده و در همان جا اقامت کردند.»

 

آداب و رسوم, رسوم مردم بلوچستان

در عروسی بلوچی سفره عقد و جهیزیه وجود ندارد.

 

*زمان عروسی
بلوچ ها معمولا در بهار ازدواج می کنند؛ بهارگاه. این زمان البته تا زمان رسیدن خرما به عنوان محصول مهم و استراتژیک آنها متغییر است و به همین دلیل عروسی های بلوچی تا شهریورماه نیز ادامه دارد.

 

* مراحل عروسی
مراسم ازدواج در بلوچ ها نیز تابع رسم و رسوم ایرانی است و تفاوت هایی جزیی در اجرا دارد. این تفاوت ها شاید در نحوه خواندن آن رسم نمود پیدا کند وگرنه همین وقایع برای عروسی در سایر اقوام نیز اتفاق می افتد. بنابراین بر اساس رسم بلوچ ها می توان در عروسی های کنونی نیز 8 مرحله را که در ادامه آمده است دید.

 

«گِندونِن»( به کسر گاف و نون) ، «هِبَرجنی» که به نوعی همان بله برون است. «بربند مال» که مراسمی برای تعیین مال عروس و مهریه است. «جُل بندی» که در آن عروس برای رفتن به مراسم عروسی بسط می نشیند و نباید کسی او را در این مدت ببیند. «حِنا دوزوکی» که حنابندان غیررسمی پیش از شب حنابندان است. «حِنا راستکی» که مراسم حنابندان اصلی است. «سرآپی» یا «سرآب» و «مشاطه» که به آماده کردن عروس و داماد مربوط است. و سرانجام «شب یکجایی» که در آن داماد و عروس یکخانه می شوند و زندگی مشترک از این نقطه آغاز می شود.

* «گِندونِن»؛ «گِند» در بلوچی به معنای دید و«نِن» نیز به معنای نشستن است. بنابراین، این عنوان بر مراسمی گذارده شده است که در آن بزرگان خانواده پسر نزد خانواده دختر می روند و در مجلسی که گرد هم آمده اند موضوع علاقه مندی خانواده پسر به دختر آن خانواده را اعلام و خواستگاری را اعلام می کنند. به طور معمول و به شکل کاملا سنتی همچنان پسرهای بلوچ بر اساس توصیه خانواده ازدواج می کنند. مادر و در کل خانواده پسر دختری را مد نظر قرار می دهد و سپس برای آغاز مراحل عروسی این موضوع در مراسم  گِندونِن مطرح می شود.

 

گاه خانواده پسر برای طرح این موضوع باید به سراغ کدخدای محل سکونت خانواده دختر بروند و گاه باید ریش سفید یا بزرگ محل یا فامیل این مهم را به انجام برساند. به هنگام برپایی مراسم  گِندونِن نیز با توجه به وسع خانواده بزرگانی به مجلس حضور می یابند که نشان از بزرگی خانواده پسر داشته باشد. گاه ممکن است برای نشان دادن شان خانواده تعداد نفرات به 100 و بیش از آن نیز برسد. در این مرحله مراسم «حلقه کنان» کخ نوعی نشان گذاری بر عروس است نیز به اجرا گذارده می شود و خانواده داماد حلقه ای انگشتری به همراه ساعت و طلا به عروس هدیه می دهند.

*«هِبَرجنی»؛ به همان مراسم «بله برون» گفته می شود و اساس عروسی و زندگی مشترک در این مرحله بنا گذاشته می شود. به عبارت دیگر پس از خواستگاری در این مراسم پاسخ مثبت خانواده دختر اعلام و سایر برنامه ریزی ها از اینجا آغاز می شود.

*«بربند مال»؛ در مراسم بربندمال اقوام درجه یک طرفین حضور دارند. اگر خانواده های برای شخص خاصی احترام خاصی قائل باشند او را نیز دعوت می کنند تا در مراسم بربندمال به موضوع تعیین مهریه بپردازند. البته گاه ممکن است همه مراحل «گند و نن»، «هبرجنی» و « بربندمال» در یک مراسم به اجرا درآید. معمولا مهریه عروس را پول نقد تعیین می کنند. اما در مناطقی چون سرباز گاه دیده می شود که نخل خرما نیز به عنوان مهر عروس تعیین شده است. در خاش نیز که به عنوان سرحدات در بلوچستان شناخته می شود به سبب رونق دامداری شتر و گاو نیز به عنوان تعیین مهریه مورد نظر قرار دارند.

 

رسم در میان بلوچ ها این است که طلا را به عنوان مال عروس به داماد هدیه می کند. این رسم با هدیه 20 مثقال تا 2 کیلو طلا به اجرا درمی آید. گاه خانواده عروس برگزاری مراسم عروسی را به تحویل طلاها منوط می کند. گاه نیز بخشی از طلا هدیه داده می شود و مابقط در نکاح نامه قید می شود. بر خلاف مهریه که در میان بلوچ ها نه کسی داده و نه کسی گرفته و حتی به هنگام طلاق نیز زنان معمولا مهریه خود را می بخشند این طلاها را حتما رد و بدل می کنند.

همانطور که پیشتر نیز اشاره شد زمان عروسی را نیز در این مرحله تعیین می کنند. زمان عروسی بلوچی معمولا بعد از اسفندماه است. «بهارگاه» اصطلاحی است که بلوچ ها به کار می برند. البته عروسی هایی هم هست که در چله تابستان یا زمستان انجام شده اما عموما به فصل بهار تا زمان برداشت خرما برای انجام عروسی توجه دارند.

*«جُل بندی»؛ جل در میان بلوچ ها پارچه ای دست دوخت است. معمولا بافته می شود و با سوزن دوزی بلوچی و آینه کاری تزیین می شود. از این پارچه صنایع دستی که جل خوانده می شود به عنوان پرده استفاده می شود. مراسم عروسی بلوچی با جل بندی رنگ و رویی به خود می گیرد و جدی تر می شود. معمولا روز اول عروسی با جل بندی آغاز می شود. قبلا 7 شبانه روز عروسی برقرار بوده است اما اینک به سبب مخارج سنگین معمولا در 3 شبانه روز جمع بندی می شود.

 

بنابراین معمولا روز اول با جل بندی آغاز می شود. جل بندی با حضور خانواده درجه یک عروس و داماد در خانه عروس انجام می گیرد. معمولا گوسفندی نیز در این مرحبه قربانی می شده است. بعد اتاقی را برای استقرار عروس در نظر می گیرند و همان پارچه آذین شده که جل خوانده می شود را به دو سوی دیوار وصل می کنند و فضایی حائل را در یک اتاق به وجود می آورند که عروس باید تا زمان مراسم یکجایی پشت این جل دور از نظرها منتظر بماند. بلوچ ها معتقدند این رسم برای دور نگاه داشتن عروس از جادو و نظر بوده است. در فاصله جل بندی تا پایان مراسم عروسی، عروس را کسی به جز نزدیکان خاص و محرمان نمی بیند. در زمان رفع حاجت نیز او باید به همراه دو تن از نزدیکان و اقوام همراهی شود و باید نقابی بر چهره داشته باشد.

 

عروسی های بلوچی, مراسم عقد در بلوچستان

 

*«حِنا دوزوکی» یا حنا دوزوکا؛ مراسم حنا دوزوکی مراسمی فرعی در عروسی های بلوچی محسوب می شود. همانطور که از عنوانش هم به ذهن متبادر می شود گویا این مراسم به شکل دزدکی برگزار می شود! در این مراسم خانواده های طرفین هرکدام روی سر داماد و عروس حنا می گذارند و این کار را با قرار دادن حنا روی پول انجام می دهند. گاهی در این مراسم هزینه عروسی از سوی اقوام و فامیل پشتیبانی مالی می شود. البته این پشتیبانی مالی در دفتری ثبت می شود تا داماد در آینده در سایر عروسی های افرادی که به او کمک کرده اند حاضر شده و او نیز در این امر خیر شریک شود.

فردای مراسم حنادوزوکی مراسم دعوت از اقوام و بستگان آغاز می شود. به طور معمول عده ای از زنان و مردان فامیل داوطلب می شوندو به سراغ دیگر بستگان در روستاها و آبادی ها و همین طور شهرهای دیگر می روند. آنها در خانه بستگان را می زنند و چنددقیقه ای را در باب عروسی توضیح داده و سپس آن خانواده را دعوت می کنند. اگر به خانه ای مراجعه شد و کسی حضور نداشت، دعوت کننده دو چوب را به شکلی خاص جلوی در خانه مورد نظر قرار می دهد که در مراجعه صاحب خانه او متوجه شود کسی به قصد دعوت برای عروسی مراجعه کرده بوده است.

*«حِنا راستکی»؛ به مراسم اصلی حنابندان اتلاق می شود. معمولا با ساز و آهنگ خاص همراه است و از اینجای کار به بعد نبض کارها برای رسیدن به مراسم عروسی تندتر می زند. دعوتی ها در این مرحله دیگر باید نهایی شده باشد. همه وسایل عروسی در این مرحله آماده است. حنابندان عروس و داماد شروع می شود. ولی هرکدام جداگانه در محل متفاوت. هر کدام از عروس و داماد توسط بستگان حنا گذاشته می شوند. معمولا دستها حنا بسته می شود. شب حنابندان را تا صبح بیدار می مانند و ولیمه عروسی را در همین شب تدارک می بینند و آشپزی برای میهمانان عروسی از این شب آغاز می شود.

*«سرآپی» و«مشاطه»؛ در عروسی بلوچی عروس را نزد داماد نمی برند و به اصطلاح «عروس کِشان » ندارند و در عوض این داماد است نزد عروس می رود. بنابراین ماشین عروس هم در زمان کنونی نداریم بلکه ماشین داماد داریم! معمولا با توجه به اهمیت آب در زندگی بلوچ ها و نقشی که در حیات برای آن قائلند و اهمیتی که در زندگی آنان دارد داماد را به نزدیکترین قنات یا رودخانه جاری می بردند و در آنجا خانواده داماد او را در آب استحمام می کردند.

 

در حال حاضر نیز ابتدا داماد به سلمانی یا آرایشگاه می رود و سپس به رودخانه و قنات می روند. برای مثال در ایرانشهر معمولا دامادها را به رودخانه دامن در شمال این شهر می برند. در همین زمان نیز عروس را برای مراسم عروسی آماده می کنند. این قسمت را مشاطه می گویند که تغییر شکل یافته کلمه «مطاشه» به معنای آرایشگر و سلمانی در زبان عربی است. مشاطه بعد از آماده کردن عروس و آرایش او وقتی مراسم عروسی در حال آغاز است چیزی به عنوان هدیه می گیرد و نقاب از چهره عروس برمی دارد و به این ترتیب مراسم جل بندی و احتزار او نیز پایان می یابد.

*«شب یکجایی»؛ مراسم عروسی که آغاز می شود اگر خطبه خوانده نشده باشد این قسمت نیز به اجرا درمی آید که در قسمت بعدی شرح خطبه خواندن نیز آمده است. ولی معمولا خطبه عقد قبلا خوانده شده است. بعد از مراسم عروس و داماد در خانه پدرزن یکجا می شوند و به اصطلاح خود آنها شب یکجایی رقم می خورد که آغاز زندگی مشترک و زناشویی است. عروس و داماد بدین ترتیب در خانه پدرزن زندگی خود را آغاز می کنند و معمولا تا 4 روز در خانه پدرزن مستقر هستند.

 

بعد از مراسم شب یکجایی و در واقع روز بعد از عروسی مراسم «مبارکیان صبا» برگزار می شود که اقوام برای تبریک گفتن به عروس و داماد نزد آنان می روند. عروس و داماد نیز بعد از روز چهارم بعد از عروسی به خانه پدر داماد می روند و در آنجا میهمانی دیگری داده می شود. اگر قرار باشد که عروس و داماد در خانه پدر داماد زندگی را ادامه دهند با این مراسم این اتفاق روی خواهد داد و در غیر این صورت تا مدتی که گاه تا یکسال و بیشتر ادامه پیدا می کند عروس و داماد در خانه عروس مستفر خواهند بود. این موضوع کاملا به توافق طرفین و توانمندی داماد بستگی دارد.

 

سفره عقد و جهیزیه
در عروسی بلوچی سفره عقد و جهیزیه وجود ندارد. بلوچ ها مراسم عقد را معمولا در مسجد برگزار کرده اند و در حال حاضر نیز این مراسم همچنان ممکن است در مسجد و بدون هیچ تشریفاتی به جاآورده شود. اما اینک علاوه بر مسجد در خانه نیز مراسم عقد به اجرا گذاشته می شود. به هنگام خواندن خطبه عروس به طور مستقیم به داماد «بله» نمی گوید. وقتی عاقد برای خواندن خطبه به خانه داماد می رود یک نفر را به خانه عروس می فرستد تا عروس شخصی را به عنوان وکیل تعیین کند.

 

این وکیل به طور معمول از خانواده پدری عروس تعیین می شود. عروس معمولا عموی بزرگ یا پدر خود را به عنوان وکیل معرفی می کند. سپس با تعیین وکیل عاقد از داماد و از وکیل عروس درباره مهریه و نکاح می پرسد و بعد خطبه را می خواند. در عروسی بلوچی هیچ خبری از جهیزیه نیست. بنابراین هیچ خانواده ای نگران خرید وسایل خانه برای دختران خود نیستند. در عوض تمام وسایل زندگی را باید پسر تامین کرده باشد. از لحاف و وسایل خواب که معمولا رسم است تا دیگر اقلام لازم و ضروری برای زندگی. در عوض اتفاقی دیگری روی می دهد.

 

داماد بعد از مراسم عروسی و شب یکجایی، در خانه پدرزن اقامت می کند. این اقامت گاه تا یکسال ادامه پیدا می کند و جنبه بدی در اذهان ندارد. گاه نیز داماد خانه و اسباب زندگی را فراهم کرده  و در خانه خود زندگی را آغاز می کند. به طور معمول زندگی به صورت فرادا آغاز نمی شود و عروس و داماد بلوچ، با خانواده عروس یا داماد زندگی را آغاز می کنند تا کمبودها و نواقص زندگی اشان کمرنگ تر جلوه کند و به مرور حل و فصل شود و بعد که داماد استطاعت گرفتن جایی برای اقامت را یافت آن وقت مستقل می شوند.

منبع:anthropology.ir

نویسنده:سینا قنبرپور

آئین و رسوم مینابی‌ها در روز نهم دی‌الحجه, آداب و رسوم, فرهنگ زندگی, روز عرفه, آداب و رسوم روز عرفه, رسوم مردم میناب, آداب و رسوم مردم ایران, مراسم روز عرفه, میناب, دعای روز عرفه

مجموعه: فرهنگ زندگی

آداب و رسوم مردم ایران, مراسم روز عرفه

مراسم پرفیض دعای عرفه

 

میناب از جمله شهرستان‌های مذهبی است که مردم آن به دین‌داری، ولایت‌مداری و عشق به اهل بیت(ع) شهره هستند تا جایی که آن را قم هرمزگان نیز می‌نامند.

 

در این شهرستان بقاع متبرکه، آستانه و زیارتگاه‌های فراوانی وجود دارد که هر یک به نوعی محلی برای عشق‌ورزی مردم منطقه نسبت به ائمه اطهار(ع) است. یکی از این امامزادگان و قبور متبرک که همه ساله در روز نهم ذی‌الحجه «روز عرفه» پذیرای هزاران زائر است حرم مطهر و بارگاه منور حضرت شاه مرعش بن ‌موسی (ع) در میناب است.

 

مینابی‌ها به خاطر وجود با برکت فرزندی از نسل امام هفتم شیعیان در این منطقه در روز عرفه با حضور در این مکان مقدس روزی سراسر از معنویت را سپری می‌کنند.
تاریخ دقیقی از این اعمال وجود ندارد ولی بنا بر آنچه از گذشتگان نقل شده در قدیم مردم میناب روز هشتم ذی‌الحجه را با پای پیاده ابتدا مسیر 25 کیلومتری را تا بندر تیاب طی می‌کردند و در آنجا با آب دریا استحمام و بعد از آن در مسیر برگشت در روستای دهو در کنار آستانه امامزاده شاه ابراهیم (ع) نیز با آب چاهی که در آنجا وجود داشت حمام می‌کردند و سپس خود را به نماز مغرب و عشا به امامزاده شاه مرعش (ع) می‌رساندند و شب تا صبح روز عرفه و در نهایت تا اذان مغرب و عشا روز نهم ذی‌الحجه را در این مکان مقدس سپری می‌کردند.

 

برای مردم استحمام با آب دریا و آب چاه آستانه شاه ابراهیم (ع) به منزله غسل شب عرفه تلقی می‌شد. در روزگار قدیم به لحاظ وجود فضای سرسبز و نخلستان زیبا و موقعیت مناسب طبیعی، حضور مردم در جوار امامزاده شاه مرعش (ع) بیشتر برای گذراندن یک شب و روز تفریحی عبادی بود ولی اکنون حدود 13 سال است که به علت تبلیغات و اطلاع‌رسانی مناسب و فرهنگ‌سازی مطلوب، مردم فقط با نیت نیایش و دعا و زیارت در این مکان معنوی حضور پیدا می‌کنند و شب را با ذکر دعا، اقامه نمازهای مستحبی و ذکر مراثی در رثای امام باقر(ع) و حضرت مسلم‌بن عقیل (ع) به صبح می‌رسانند.

 

آداب و رسوم مردم ایران, مراسم روز عرفه

استحمام با آب چاه آستانه شاه ابراهیم (ع) به منزله غسل شب عرفه تلقی می‌شد

 

مردم در روزگار قدیم بر این باور بودند که هر کس هفت سال پیاپی در جوار امامزاده شاه مرعش (ع) حضور یابد در کارنامه اعمال او ثواب یک حج ثبت و ضبط می‌شود که البته از حج تمتع و یا عمره مدنظر بودن چیزی به میان نیامده است.

 

در سابق دو حلقه چاه در جوار امامزاده وجود داشت که یک چاه دارای آب شیرین و منتسب به امامزاده شاه مرعش (ع) و دیگری دارای آب شور و منتسب به امام زین‌العابدین(ع) که مردم در روز نهم با آب این دو چاه و با نیت شفا و دوری از بیماری‌ها استحمام می‌کردند.

 

با وجود 25 متر فاصله بین دو چاه ولی آب آنها با یکدیگر تفاوت فراوانی داشت به گونه‌ای که آب یکی از آنها شیرین و قابل شرب و دیگری دارای آبی به شدت شور و حتی شورتر از آب دریا که رنگ آن به زردی‌ می‌گرایید و بوی گوگرد داشت.

 

زمانی توسعه طبابت ناچیز بود و علوم پزشکی پیشرفت چندانی نداشت، بسیاری از مردم از نقاط مختلف استان برای درمان دردهای مفاصل، زخم‌ها و بیماری‌های خود روز نهم ذی‌الحجه به حرم امامزاده می‌آمدند و با آب چاه‌ها خود را شستشو می‌دادند و بیماری آنان نیز برطرف می‌شد.

 

امامزاده شاه مرعش برادر امام رضا (ع) است که مرقد مطهر و شریف آن حضرت در 10 کیلومتری مرکز شهر میناب و در روستای چلو گاومیشی واقع شده است.
منبع:farsnews.com

آداب و رسوم کفن و دفن مردگان در دوره قاجار, فرهنگ زندگی, تشییع جنازه, رسوم کهن مردم ایران, قبرستان, آداب و رسوم مردم ایران, رسوم مردم قاجار, کفن و دفن مردگان در دوره قاجار, مراسم عزاداری

مجموعه: فرهنگ زندگی

مراسم عزاداری,رسوم مردم قاجار

یکی از قبرستان های تهران در زمان قدیم قبرستان آب انبار قاسم خان بود.

 

تشییع جنازه و دفن میت یکی از رسوم کهن مردم ایران زمین می باشد که طی آن در هر دوره ای به صورتی خاص و با توجه به مقتضیات زمان صورت می گرفته چنانچه این امر در دوره قاجار نیز حال و هوای منحصر به فرد خود را دارا بوده است.

 

در دارالخلافه تهران، یعنی محدوده پایتخت چندین گورستان وجود داشت که مردم مرده های خودشان را برای کفن و دفن به آنجا می بردند چنانچه ناصر نجمی می نویسد: این گورستان ها که در داخل شهر بودند عبارت بودند از گورستان میدان حسن آباد که در محل اداره آتش نشانی کنونی قرار داشت و شاید در آن وقت ها نزدیکترین گورستان پایتخت به محلات مرکزی بود، گورستان حسن آباد علاوه بر اینکه اختصاص به دفن مرده ها داشت تقریبا گردشگاهی هم برای بعضی از مردم و خانواده هایی که حول و حوش این محل می زیستند بود و شب های جمعه بسیاری از افراد خانواده ظاهراً برای فاتحه اهل قبور و اجرای یک دستور شرعی که رفتن به قبرستان ها را برای مسلمانان به منظور توجه به آخرت و روز حسابرسی تأکید می نمود، به این محل می رفتند و مدت ها به دعاخوانی و فاتحه خوانی و احتمالا گردش و تفریح می پرداختند.

یکی دیگر از قبرستان های تهران در آن زمان قبرستان آب انبار قاسم خان در بیرون دروازه حضرت عبدالعظیم و قبرستان (سر قبر آقا) بود. قبرستان اخیر که در جنوب تهران و نزدیک میدان محمدیه قرار داشت مخصوص دفن میت های آن اطراف یعنی جنوب تهران بود. علاوه بر این قبرستان ها، چند قبرستان خصوصی مثل قبرستان ظهیرالدوله در شمیران- قبرستان های حضرت عبدالعظیم (امامزاده عبداله- ابن بابویه) و چند قبرستان دیگر در شرق و غرب تهران وجود داشتند.

 

وسیله حمل جنازه
اما وسیله حمل جنازه ها از محلات تهران به وسیله کالسکه های مخصوصی صورت می گرفت و این کالسکه ها که سیاهرنگ بودند پس از آنکه مدتی جنازه به وسیله اهل محل بر روی تابوت با جماعت تشییع کنندگان گردانده می شد، به کالسکه انتقال پیدا می کرد و معمولا هم در داخل کالسکه و نزد مرده یک نفر قاری سرگرم قرائت می شد تا موقعی که کالسکه به قبرستان می رسید و آن وقت مراسم کفن و دفن آن انجام می گردید.

 

ملاهادی مرده شوی
از مرده شوی های معروف تهران، مرحوم ملاهادی بود، این مرحوم مردی شوخ طبع و زنده دل و اهل طنز بود و سال ها بود که به این کار اشتغال داشت، ملاهادی ریشی بلند داشت و عرق چینی به سر می گذاشت و به قراری که معمرین نقل می کنند چون در آن هنگام جمعیت تهران کم بود و کار و بار مرده شوی ها به علت کمی مرده رونقی نداشت، غالبا این حضرت بیکار بودند و جلو در مرده شویخانه می نشستند و گل می گفتند و گل می شنیدند، می گویند یک روز که بیکاری خیلی ملاهادی را ناراحت کرده بود در حالیکه اشاره به مردمی می کرد که از مقابل محل مرده شویخانه می گذشتند به همکارش می گوید: رفیق، می بینی؟ این ها همه مشتری های ما هستند که دارند راست راست راه می روند و ما اینجا بیکار نشسته ایم و آن ها را نگاه می کنیم!

 

آداب و رسوم کفن و دفن مردگان در دوره قاجار, فرهنگ زندگی, تشییع جنازه

از مرده شوی های معروف تهران، مرحوم ملاهادی بود.

 

مراسم تدفین میت
تشیعی جنازه و بعد تدفین اموات در دارالخلافه تشریفات و مراسم خاص داشت. وقتی که در خانه ای از خانه های محلات تهران کسی به رحمت ایزدی می پیوست، علاوه بر افراد خانواده و منسوبین دور و نزدیک و اکثر خویشاوندان و بستگان مرحوم، اهل کوچه و یا محله از زن و مرد به خانه ای که میت در آن قرار داشت وارد می شدند و در مراسم عزاداری و سوگ صمیمانه شرکت می کردند، این شرکت بدون هیچگونه چشم داشت و شائبه غرض بود و مقام و شخصیت و اعتبار و یا موقعیت و سرشناسی و گمنامی اقوام مرده ابداً در جلب اهالی محل و کوچه دخالتی نداشتند و این کار فقط یک نوع ابراز همدردی و شرکت در غم و اندوه صاحبان مرده بود.

 

به هر حال تمام افراد خانواده و خاصه بزرگترها جنازه را در کفن پوشانده و آن را در تابوتی قرار می دادند که در حرکت دادن و تشییع آن تقریباً اکثر مردم حاضر در مراسم شرکت می جستند، تابوت را بر روی دوش حمل می کردند و کسانی هم که دنبال جنازه بودند و یا چوب های کفن را بر دوش داشتند لا اله الا الله گویان به دنبال جنازه راه می افتادند. وقتی چند صد متر به این ترتیب جنازه بر روی دوش حمل می شد آن وقت آن را به یکی از امامزاده های تهران برده طواف می دادند و بعد به گورستان می بردند تا در جایگاه ابدی خود قرار گیرد. در این اواخر پس از آنکه جنازه را مدتی بر روی دوش می گرداندند آن را به کالسکه مخصوص حمل مردگان می رساندند تا با کالسکه به گورستان روانه شود.

در مراسم تدفین مرده زن ها با سر و صدا گریه می کردند و صفات خوب و محاسن عزیز از دست رفته را با شیون و زاری به زبان می آورند که در طول مسیر حرکت تابوت هر قلبی را سخت متأثر می کرد. اغلب شخصیت های بزرگ و معروف را در جوار مزار مقدس حضرت معصومه در قم و یا کربلا و مشهد به خاک می سپردند در این صورت تعداد مشایعین خیلی زیادتر می شد و به همراه خود آنچه را که برای یک سفر طولانی از چادر و وسایل زندگی دیگر که در میان راه لازم بود حمل می کردند. در همین وقت قاری ها که میان دو لب خود وردهایی زمزمه می نمودند تا دروازه شهر جنازه را تشییع می کردند.

نکته جالب تر اینکه اگر مسافری در شهری که قرار بود جنازه ای دفن شود کار خصوصی داشت به جمع مشایعین می پیوست به این جهت تعداد جمعیت لحظه به لحظه افزون تر می شد ولی قبلا همه چیز را پیش بینی می کردند و وسایل سفر از هر حیث تأمین بود و تعداد نفرات هر قدر هم زیادتر می شد خانواده صاحب عزا خود را از این لحاظ متضرر یا ناراحت نمی داشت.

 

غذای مراسم
به دنبال این مراسم در خانه صاحب میت که قبلاً وسایل اطعام شرکت کنندگان در مراسم تدفین مرده آماده شده و دیگ های بزرگ پلو و آش بر روی آتش بود. به همه کسانیکه در مراسم تشییع و یا تدفین مرده شرکت کرده بودند غذا داده می شد و یکی دو روز هم اختصاص به اطعام مساکین و فقرا و مستمندان داشت. غالباً در سر سفره غذا، حلوا و شربت نیز به مردم داده می شد. در بعضی اوقات این مراسم حتی تا یک هفته هم به طول می انجامید و مدت چهل روز کسان میت لباس سیاه به تن داشتند و پس از روز چهل بزرگترها و ریش سفیدهای محل به خانه عزاداران رفته لباس سیاه را طی تشریفاتی از تن آن ها خارج می کردند.
منبع:qudsonline.ir

سفره بی‌بی سه شنبه, فرهنگ زندگی, آداب و رسوم مردم ایران, مراسم فرهنگی زرتشت, سفره‌هاي نذري, آداب و رسوم, آش بی بی سه شنبه, الهه‌هاي مادر, آداب و رسوم نذری

مجموعه: فرهنگ زندگی

سفره‌هاي نذري, آداب و رسوم

سفره‌هاي نذري را مي‌توان تمثيل و نمادي از بهشت دانست.

 

خاستگاه اين سفره‌ها دوران ماقبل تاريخ ايران است که بر طبق اين قصه‌ها و افسانه‌ها، نظام‌هاي جادويي وجود داشته که الهه‌هاي مادر در آن نظام قادر مي‌شدند، که مشکل گشايي کنند. حال الهه‌هاي مادر شکل ديني و افسانه‌اي‌تري به خود گرفته و به صورت بي‌بي سه‌شنبه يا بي‌بي حور و بي‌بي نور و … پديدار شده‌اند.

 

از نظر باستان‌شناسان، جامعه‌شناسان و مورخانی چون گريشمن، ويل دورانت، لنسکی، چارلد و فريزر، پيدايش سفره به زماني برمي‌گردد که زنان توانستند براي اولين بار کشت‌ دانه‌های گندم و جو را بشناسند و موفق به پخت نان، ساخت سفال و کشف آتش شدند. از همان زمان بود که سفره به عنوان مرکز وحدت اعضای خانواده شکل گرفت. در اين راه نقش ايزدبانوها مانند سپندارمز، ايزد بانوي زمين، آناهيتا، ايزدبانوي آب و خرداد و مرداد را نبايد ناديده گرفت.

 

از آنجا که زنان ايراني از ابتداي تمدن بشري کشت گندم را عهده دار شدند، بايد سفره‌هاي ايراني را نمادي از مزارع بدانيم که تا امروز از باورهای دين کهن (زرتشتی) به باورهای جديد، اسلامی و شيعی تداوم و تکامل پيدا کرده است.

 

همه اين سفره‌ها تجلي دوراني است، که زندگي کشاورزي و باغداري توسط زنان و با استمداد از نيروهاي ماورا الطبيعي ايزدان و ايزدبانوها وجود داشته و تا امروز به‌صورت سفره‌هاي نذري تداوم يافته است و پشتوانه اين سفره‌ها قصه‌هايي است که جنبه مذهبي‌شان تداوم و بسط آن را تا امروز پشتيباني و تضمين کرده است.

 

سفره‌هاي نذري را مي‌توان تمثيل و نمادي از بهشت دانست که از جهان معنوي بر سطح زمين آورده شده و در اتاق‌ها، زاويه‌ها و جوار امامزاده ها به‌صورت جمعي و مشارکتي تا امروز بسط و گسترش يافته است.

 

اين سفره با توجه استطاعت صاحب نذر به دو شکل ساده و به شکلي محقرانه و يا با آداب و تشريفات کامل‌تري گسترده مي‌شود.

 

سفره بی‌بی سه شنبه, آداب و رسوم مردم ایران

سفره بی بی سه شنبه برای آزادی زندانی از بند بسيار کارساز خواهد بود.

 

در مورد وجه تسميه اين سفره مي‌گويند:
بي‌بي حور و بي‌بي نور از دختران پيامبر بوده‌اند و بي‌بي سه شنبه از زنان نيکوکار و با ايمان معاصر با آنان بوده که در روز سه شنبه به‌ دنيا آمده، روز سه شنبه ازدواج کرده و در روز سه شنبه از دنيا رفته است.

 

اين سفره براي هر نذر و حاجتي خصوصا رهايي زنداني از زندان و در تمام ماه‌هاي سال به جز ماه محرم و صفر انداخته مي‌شود.
نحوه گستردن آن به اين شکل است که ، سه شنبه هنگام غروب آفتاب در گوشه خلوتي از خانه، سفره پاکيزه‌اي پهن مي‌کنند و مواد و وسايل زير را بر آن مي‌نهند:

 

ظرفي آرد، ظرفي شکر يا خاکه قند براي تهيه حلوا، کليه حبوباتي که براي تهيه آش لازم است، ظرفي نمک، ظرفي آب، نان و پنير و سبزي، قرآن، يک جا نماز با مهر و تسبيح و آينه.  

 

 پس از نهادن اين وسايل بر سفره، صاحب نذر وضو گرفته، دو عدد شمع در طرفين آينه روشن مي‌کند و در کنار سفره دو رکعت نماز حاجت مي‌خواند. آنگاه از اتاق خارج شده و در را قفل مي‌کند. تا روز بعد هيچکس نبايد وارد آن اتاق شود و گاهي خود آن فرد نيز تا روز بعد روزه مي‌گيرد. معتقدند هر گاه قرار باشد نذر آنان پذيرفته شود، نيمه شب بي‌بي سه شنبه يا بي‌بي حور و بي‌بي نور آمده و بر روي آرد و نمک انگشت مي‌گذارند. به همين سبب صاحب نذر هنگام اذان صبح وضو گرفته و وارد اتاق مي‌شود تا ببيند روي آرد و نمک اثري ديده مي‌شود يا نه. گاهي مي‌گويند نمک شيرين شده و شکر کمي شور مي‌شود.  

پس از آن، آرد داخل سفره را با مقداري ديگر آرد مخلوط کرده و حلوايي به نام قماق qomaq تهيه مي‌کنند. و نيز با استفاده از حبوبات روي سفره، آشي به نام ” آش اماج 0maj ” مي‌پزند. حلوا و آش را بايد در محل نيمه تاريکي بپزند و به قول خودشان “آسمان نبايد ببيند.” بعد از پايان يافتن مراسم سفره تمام ظروف را به نحوي مي‌شويند که آسمان نبيند و آب آن را در نهر يا جوي آب روان مي‌ريزند. هيچ مردي نيز نبايد از محتويات سفره بخورد و حتي زنان باردار هم با حدس اين که شايد فرزندشان پسر شود، نبايد بر سر سفره حضور يافته و يا چيزي از آن بخورند. چون معتقدند باعث کوري يا به زندان افتادن مردان و پسران مي‌شود.

 

ظهر هنگام آش و حلواي آماده شده را برسر سفره مي‌نهند و مهمانان که همگي بايد از زنان مومنه و با تقوا باشند، دور سفره مي‌نشينند و نيز بايد در ميان زنان چند دختر با ايمان هم حضور داشته باشند. سپس زن روضه‌خوان شروع به خواندن”سوره الرحمن ” مي‌کند و بعد از خواندن اين سوره، قصه مربوط به سفره يعني ” قصه بي‌بي سه شنبه” را تعريف مي‌کند. اين قصه بدين شرح است:

 

يکي بود يکي نبود. در زمان‌هاي قديم مردي بود که يک دختر داشت و زنش مرده بود. مرد زن ديگري گرفت و اين زن که نسبت به دختر نامهربان و سختگير بود، سر ناسازگاري گذاشت.
روزي  نامادري خود را به ناخوشي زد و به مرد گفت: دختر تو بدقدم است و بودن او در اين خانه براي من شگون ندارد. اگر مي‌خواهي من در اين خانه بمانم و از بيماري رهايي پيدا کنم بايد دخترت را به بيابان ببري و سر به نيست کني.

 

مرد نادان که اين زن را بسيار دوست مي‌داشت، چاره‌اي جز اطاعت نديد و دختر را سوار بر اسب کرد و به نقطه بسيار دوري در بيابان برد. در آنجا دختر را در زير درختي خوابانيد و خود به طرف  شهر حرکت کرد.
وقتي دختر بعد از چند ساعت بيدار شد، پدرش را صدا زد و جوابي نشنيد. يکه و تنها به هر طرف دويد. وحشتزده به‌دنبال پدر گشت ولي غافل از اين که پدر نامردش او را در بيابان رها کرده و رفته تا او طعمه گرگ ها شود.

 

کم کم شب فرا رسيد. دختر از ترس حيوانات درنده به بالاي درختي رفت و تا صبح در آنجا ماند. سحرگاه از درخت پايين آمده و توکل بر خدا بست و به راه افتاد. بيچاره گريه کنان به هر سو مي‌رفت و از خدا و پيغمبر نجات خود را طلب مي‌کرد.
رفت و رفت تا به جنگلي رسيد. در آنجا ناگهان چشمش به خيمه سفيدي افتاد. جلو رفت و ديد سه زن به شکل حوري کنار چشمه‌اي نشسته و مشغول پختن آش هستند. جلو رفت و سلام کرد. آن زنان که بي‌بي حور، بي‌بي نور و بي‌بي سه شنبه بودند، با مهرباني جوابش را دادند و از احوال او پرسيدند. دختر هم شرح احوال خود را براي آنان بيان کرد.

آن زنان مقدس پس از شنيدن سرگذشت او گفتند اگر مي خواهي روي آسايش ببيني و از ظلم زن پدر خلاص شوي و به مرادت برسي نذر کن که آش بي‌بي سه شنبه( بي‌بي حور و بي‌بي نور) بپزي.

 

دختر پرسيد اين آش را چطور مي‌پزند و آنان گفتند: همين که حاجتت برآورده شد، مي‌روي از هفت زن فاطمه نام، مقداري آرد و حبوبات براي آش گدايي مي‌کني و با آن آش ميپزي و بين زنان محله تقسيم مي‌کني. سپس طرز پختن آش را به او ياد دادند و ناگهان از نظر ناپديد شدند.

 

دختر بسيار خوشحال شد و پيش خود نذر کرد که اگر از اين جنگل نجات پيدا کند و از دست زن پدر خلاص شود و به زندگاني راحتي برسد، يک سفره بي‌بي سه شنبه بيندازد.
هنوز دختر در اين خيالات بود که ناگهان ديد سه سوار از دور پيدا شدند و به سوي او آمدند. اين سوارها پسر پادشاه مملکت،پسر وزير و پسر قاضي بودند. همين که چشم پسر پادشاه به دختر افتاد يک دل نه صد دل عاشق او شد. جلو آمد و به او گفت: اي دختر ما از راه دور آمده ايم و تشنه‌ايم کمي آب داري به ما بدهي؟ دختر کاسه اي آب به او داد. چنين شد که پسر پادشاه از دختر خواست همراهشان برود و دختر را بر اسبش سوار کرده با خود به قصر برد.

 

بعد از چند روز هم دختر را به عقد خود در آورد و به اين ترتيب دختر به خوشبختي رسيد.
روزي دختر به يادش آمد که نذري کرده است، پس تصميم گرفت هر چه زودتر نذر خود را ادا کند. ولي چون عروس پادشاه بود و نميتوانست به گدايي برود به ناچار روي هفت طاقچه از طاقچه‌هاي قصر مقداري از انواع حبوبات را گذاشت و چادر به سر کرده و از هر طاقچه مقداري حبوبات گدايي مي‌کرد که ناگهان زن پادشاه او را ديد و هراسان به پسرش خبر داد و گفت پسر جان اگر مي‌خواهي شيرم را حلالت کنم اين دختر گداصفت را بيرون بينداز. ببين چقدر پست است که هنوز نتوانسته عادت گدايي کردن را فراموش کند.

 

پسر پادشاه با عصبانيت نزد دختر رفت تا موضوع را بررسي کند. وقتي وارد ديد دختر ديگي روي اجاق گذاشته و مشغول پختن آش است.از بس عصباني بود لگد محکمي به ديگ زد و آش‌ها را روي زمين ريخت. دختر به گريه افتاد و او را نفرين کرد.

 

روز بعد پسر پادشاه با پسر وزير و پسر قاضي به شکار رفتند. يکدفعه پسر پادشاه آن دو را گم کرد و تنها ماند. هر چه جستجو کرد آن‌ها را نيافت. ناچار تنها به طرف قصر برگشت. در ميان راه همينطور که به فکر فرو رفته بود، ناگهان صدايي از پشت سر خود شنيد. سر برگرداند، کسي نبود. اول ترسيد، سپس با خود فکر کرد اشتباه کرده است. اما چند قدم ديگر که رفت باز همان صدا به گوشش رسيد. دوباره سر برگرداند، باز هم کسي نبود. در اين موقع چشمش به ترک اسبش افتاد و ديد سر بريده پسران وزير و قاضي به دو طرف ترک اسبش بسته شده است. وحشتزده بر اسب هي زد و با سرعت به طرف شهر رفت. همه فکر کردند که او آن‌ها را کشته و بنابر اين پادشاه دستور داد او را به زندان بياندازند.

 

چند روز بعد، زن پادشاه که مي‌خواست به ديدار فرزندش برود، دختر به او گفت به پسرت بگو اگرآن روز به ديگ آش من لگد نميزدي به اين مصيبت گرفتار نميشدي. حالا هم اگر ميخواهي رهايي بيابي عقيده پيدا کن و نذر کن که بعد از نجات از زندان آش بپزي . يقين بدان که از زندان خلاص مي‌شوي.

 

پسر پادشاه وقتي اين حرف ها را شنيد و فهميد که به خاطر نفرين دختر گرفتار شده، به مادرش دستور داد که فورا برود و ديگ آش را بار بگذارد. هنوز آش حاضر نشده بود که خبر دادند پسران وزير و قاضي پيدا شده اند. همه خوشحال شده و  به شادي پرداختند و پسر پادشاه هم از زندان آزاد شد و با خود عهد کرد که بعد از آن به سفره بي‌بي سه شنبه اعتقاد داشته باشد.

 

در مورد اين سفره قصه ديگري نيز در منطقه رواج دارد که به شرح زير مي‌باشد؛
در گذشته‌هاي دور روزي پسر پادشاه براي شکار به کوه مي‌رود. در آنجا دختري را مي بيند و او را با خود به خانه آورده و در زير زمين زنداني مي‌کند. دختر که گرسنه بوده در آنجا مقداري آرد پيدا کرده و مشغول تهيه حلوا مي‌شود که پسر پادشاه سر مي‌رسد و با لگد ظرف محتوي حلوا را به گوشه‌اي پرت مي‌کند. مقداري از حلوا روي لباس پسر مي ريزد. دختر بسيار دلشکسته و غمگين شده و پسر پادشاه به دربار مي‌رود. از قضا در آن روز فردي در دربار به قتل مي‌رسد و همه به دنبال قاتل او مي گردند. آن تکه حلوايي که روي لباس پسر ريخته بود تبديل به قطره خون شده بود و همه فکر مي‌کنند پسر قاتل است و او را به زندان مي‌اندازند. پسر در زندان به فکر فرو رفته و به ياد ظلمي که به دختر روا داشته مي‌افتد. براي او پيغام مي‌فرستد که اي دختر از همان نذري که براي خود کردي براي من هم انجام بده که من از کارم پشيمانم. دختر سه تا بي‌بي سه شنبه نذر پسر مي‌کند و او بلافاصله آزاد مي‌گردد.

 

وسايل مورد استفاده اين سفره عبارتند از:
سفره‌اي پاکيزه و معمولا سفيد رنگ، آرد، شکر يا خاکه قند، نمک، آب و بيد مشک، نان و پنير و سبزي، حبوبات، قرآن، جانماز و مهر و تسبيح، آينه، شمع.

 

مهم‌ترين شاخصه اين سفره قصه آن است که در موقع انداختن سفره و انجام مراسم نذر بايد توسط يک‌نفر نقل شود. اين قصه ريشه در باورهاي مردم داشته و بر اساس آن نذر اين سفره براي رهايي زندانيان از بند بسيار کارساز خواهد بود.  اهميت آن به حدي است که بيشتر زمان مراسم سفره به آن اختصاص مي‌يابد. و نيز اين سفره به سبب سادگي و قابليت انجام در همه اماکن در ميان عامه زنان از رواج زيادي برخوردار بوده است.
منبع:vmic.ir

موسیقی ایرانی, خرمای ایرانی, پسته ایران, زعفران در ایران, خاویار, ایران, کشور ایران, آداب و رسوم مردم ایران, شرایط آب و هوایی ایران, محصولات ایرانی, فرهنگ مردم ایران, فرش ایرانی

مجموعه: فرهنگ زندگی

کشور ایران,آداب و رسوم مردم ایران,شرایط آب و هوایی ایران

اینجا ایران است! دومین کشور بزرگ خاورمیانه و اولین مهد تمدن خیز جهان. سرزمین بهترین جراحان دنیا، سرزمین دانشمندان بزرگی چون ابن سینا، زکریای رازی، ابوریحان بیرونی، حکیم عمر خیام و پروفسور حسابی و… مهمترین منطقه ی استراتژیک جهان و بهشت چهار فصل زمین،  به این معنا که در هر زمان از سال می‌توانید با سفر به یکی از شهرهای آن، شاهد آب و هوای متفاوتی باشید و انگار که در فصل مورد علاقه‌تان قرار دارید. این سرزمین به علت قدمت تاریخی و تمدن های موجود آن، اهمیت بسزایی برای فرهنگ بشری دارد. بله! اینجا ایران است، سرزمین بهترین ها…

ایران و غنی ترین فرهنگ دنیا  (Iranian Culture)

 

آداب و رسوم مردم ایران,شرایط آب و هوایی ایران, محصولات ایرانی

پشتوانه فرهنگ چندین هزار ساله ی ایرانی , مملو از تجربیات و فراز و نشیبهای گوناگون است، اما بارزترین ویژگی، انساندوستی و محبت، روح و جان فرهنگ ایرانیان است، در شهرهای مختلف ایران مسیحیان , زرتشتیان , کلیمیان , یهودیان , شیعیان , سنی ها و… صدها سال پیش از آنکه سازمان حقوق بشری ایجاد گردد در کنار یکدیگر زیسته اند.

 

هیچ گاه در فرهنگ ایرانی مردم برای همسان نبودن دینشان به دیگر هم میهنانشان شمشیر نکشیدند . هیچگاه نبردهای دینی در ایران رخ نداد و هزاران سال است که دهها آئین و باور و مذهب مختلف در کنار یکدیگر زندگی کرده اند . برخورد اخلاقی با جامعه، برخورد اخلاقی با جهان، برخورد اخلاقی با انسان، برخورد اخلاقی با طبیعت، احترام به آب و باد و خاک و آتش و مبنا قراردادن اخلاق در همه مناسبات و روابط فردی و جمعی ؛ همدلی , نیکی کردن , عشق و مهر ورزیدن ظلم ستیزی و دادگری ،ایمان و یکتاپرستی،هنر و موسیقی غنی، یکپارچگی , احترام به باورها و گویشها،دفاع از کشور و میهن دوستی،اهمیت پیشرفت , علم , دانش و تربیت…یاری به مستمندان , خیرات , اطعام کردن و بخشش از خصویات ذاتی و بنیادین فرهنگ ایرانی است … نیکی کردن و انسان محوری نیز از نامورترین خصلتهای ملت ایران است .

 

  ايران كشوري است بزرگ ، با تمدن و فرهنگ غني و ديرينه اي زياد ، كه اقوام مختلف با فرهنگ و باورهاي مخصوص به خود در آن زندگي مي كنند . ((پروکوپیوس)) مورخ بزرگ رومی می نویسند : امروز نسخه اصلی تاریخی را که نوشته ام برای مطالعه به امپراتور (( ژوستینین))دادم . امپراتور پس از مروری کوتاه گفت :(( گرچه به سود ما رومیان نیست و باعث تزلزل روحیه می شود اما جا داشت می نوشتی که ژوستینین عقیده دارد که در خون پارسیان یک ماده اختصاصی وجود دارد که  باعث می شود ترس نداشته باشند ، بی باک و مغرور باشند و تسلیم نشوند ، با زور نمی شود غرور و شخصیت آنان را شکست . من نمی دانم ایران چه آبی دارد که این بذرها را درجان مردمانش پرورش می دهد . ))

امپراطوری پر آوازه ی ایران  (Persian Empire)
تاریخ چند هزار ساله ایران که روزی بزرگترین امپراتوری جهان را تشکیل می داد، بر خلاف تاریخ بسیاری از ملل جهان و برخلاف تمامی ملل قدرتمند جهان، تاریخی سرشار از کشورگشاییها ، قتل و غارتها و زورگویی ها نیست. بلکه تاریخی است که بیش از هر چیز بر پایه عدالت و آزادگی استوار است.

 

در طول قرن های متمادی، بارها کشور ایران دستخوش حملات و مهاجماتی شده که هر یک از آن ها برای نابود کردن مملکتی کافی بوده است، ولی هربار مهاجمین در مدنیت و فرهنگ درخشان ایران حل و مستهلک شده اند. حکومت ایران از قدیمی ترین حکومت های دنیا و سلطنت آن با دوام ترین سلطنت ها است و جمیع اختراعات مفید را که موجب بسط تمدن بشر است به پادشاهان ایران نسبت می دهند. ویلسون آمریکایی در کتاب تاریخ صنایع ایران می گوید: ایران در طرح صنایع، راهنمای تمام مردم جهان بوده است . استعداد و ذوق ایرانیان از لحاظ راهنمایی در صنعت، مورد تصدیق محققین است و این یکی از گرانبهاترین خدمت های این ملت به تمدن جهان است.

فرش ایرانی، جلوه ای بی بدیل ( Persian Carpets )

 

شرایط آب و هوایی ایران, محصولات ایرانی, فرهنگ مردم ایران

 
هنر فرش بافی، نقش آسمانی ترین خاطره آدمیان است. هنر یاد آوردن بهشت و نقش کردن آن و هنر بافتن رویایی از رویاهای بیشمار بهشت. نزد ایرانیان فرش یکی از جلوه‌های منحصر به فرد به شمار می‌رود. شماری از فرش‌های دست بافت ایرانی، درزمره‌ی برجسته ترین آثار هنری آفریده شده به دست بشر هستند. نام و آوازه فرش دستباف ایران از گذشته های دور در بین جهانیان پیچیده است. هنر گره زدن تاروپودها در میان یکدیگر بیانگر تمدن و فرهنگ دیرینه ایرانیان در این زمینه بوده و هست.

 

در هنر طراحی فرش ایرانی چه فرش دستباف و چه فرش ماشینی طراح، دارد با کنار هم قرار دادن و چیدمان اصولی و صحیح گل ها، برگ ها، واگیره ها و …  یک مفهوم و معنای خاص را در طرح نشان می گنجاند. به هر حال وقتی صحبت از فرهنگ و هویت ایرانی می‌شود بی‌شك فرش یكی از نمادهای بارزی است كه این فرهنگ و هویت را نمایان می‌‌كند. گذشته از صنعت فرش كه امروزه به عنوان یكی از اهرم‌های قوی بازرگانی ایران تبدیل شده، این هنر ایرانی كاركرد فرهنگی نیز به خود گرفته است؛ به طوری كه طرح‌ها و نقش‌های هریك نه تنها نشان‌دهنده دوره ویژه تاریخی است، بلكه نمادهایی از فرهنگ بافندگان آن را كه از منطقه‌ای خاص از ایران هستند، آشكار می‌كند.

موسیقی ایرانی، روح نوازترین در دنیا  ( Iranian Music )

 

ایران, کشور ایران,آداب و رسوم مردم ایران


کشور ايران از لحاظ موسيقى قدمت تاريخى و درخور توجهى دارد. طبق نظريه‌هاى برخى مورخان مشرق‌ زمين ، قدمت موسيقى ايرانى را در زمان هخامنشى برآورد کرده‌اند. موسیقی اصیل ایرانی بیان زیبا و متعالی احساس، عاطفه و اندیشه انسانی است. اهمیت موسیقی به‌ ویژه موسیقی سنتی ایرانی و جایگاه آن درجهان،  بر كسی پوشیده نیست. موسیقی سنتی ایرانی شامل دستگاه‌ها، نغمه‌ها، و آوازها یی است كه عمری در تاریخ دیرینه این سرزمین دارد. در موسيقى بومى يا محلى ايران از يک‌ سو نقش هنرهاى اوليه، باورها، احساسات و به‌طورکلى زندگى گذشتگان را مى‌توان بازيافت و از سوى ديگر جلوه‌هاى طبيعت را. جزء اصلى موسيقى محلى ايران را ترانه‌ها تشکيل مى‌دهند. در بسيارى از اين ترانه‌ها يادى از افسانه‌ها و داستان‌هاى آشناى محلى شده است. موسيقي ايراني را ميتوانيد يكي از مهمترين اركان كل موسيقي جهان ناميد. چرا كه از ديرباز تا كنون چنان شكوفايي داشته ، كه بهت همگان را به همراه داشته است.

خرمای ایرانی، لذیذ ترین در جهان ( Iranian Dates)

 

کشور ایران,شرایط آب و هوایی ایران,آداب و رسوم مردم ایران

 
این میوه پرخاصیت برای مردم کشورهای اروپایی و آمریکایی تا حدی ناآشنا است و آنرا بیشتر در کیک و شیرینی مصرف می کنند ولی در خاورمیانه و مخصوصا در کشورهای عربی بعنوان یک غذای اصلی بکار می رود. در دنیا بیش از 3000 رقم خرما گزارش شده است و در ایران در بیشتر منابع به 400 رقم اشاره شده است.

 

ایران دارای غنی ترین ژرم پلاسم خرما در دنیا بوده و این ارقام منشا بذری دارند و دارای صفات ژنتیکی و مورفولوژیکی کاملا متفاوتی هستند. خرما از محصولات باغی سازگار با شرایط آب وهوایی منطقه خاورمیانه است که ارزش غذایی بالا و فراورده های غذایی متعددی دارد. این محصول با شرایط آب و هوایی بخشهایی از استانهای جنوبی و مرکزی ایران کاملاً سازگار است . خرما یکی از محصولات باغی ارز آور کشور به شمار میآید و طی سالهای دهه 1370 تولید و صادرات آن در ایران افزایش چشمگیری یافته است، هم اکنون ایران در مقام دوم تولید و سوم سطح زیر کشت خرما در جهان قرار دارد و متوسط عملکرد خرمای ایران با متوسط عملکرد جهانی برابری می‌کند؛ و صادرکنندگان مهم جهانی خرما به شمار می آید.

پسته ایرانی و طعمی که هرگز فراموش نخواهید کرد. (Iranian Pistachios)

 

پسته ایران,فرهنگ مردم ایران,آداب و رسوم مردم ایران

پسته گیاهی است که از دیرباز در نقاط مختلف ایران کشت می شده است، جنگل های وحشی پسته در ناحیه شمال شرق ایران به ویژه مرز افغانستان و ترکمنستان وجود دارد و گمان می رود که درخت پسته حدود 4-3 هزار سال قبل در ایران اهلی شده و مورد کشت و کار قرار گرفته است. اما گونه‌های‌ پرورش‌یافته‌ آن‌ در بخش‌های‌ عمده‌ای‌ از ایران‌ به‌ صورت‌ باغ‌های‌ بزرگ‌ موجود می‌باشد و سالیان‌دراز ایران‌ اولین‌ تولیدکننده‌ عمده‌ پسته‌ جهان‌ بوده‌‌ است‌.. سرخس را از قدیمی ترین مناطق کشت پسته می دانند. سابقه کشت پسته در دامغان ، سمنان و قزوین را به قرن هفتم هجری و در استان کرمان به قرن دوازدهم هجری نسبت می دهند. کشت پسته در سایر نقاط ایران سابقه 200-150 ساله دارد. علیرغم سابقه طولانی کشت پسته ایران ، پسته کاری در دهه های اخیر توسعه بیش از پیش فزاینده ای داشته است.

 

در باره ی محل پیدایش پسته، منابع مختلف، نظرهای گوناگون بیان می کنند: یک نویسنده فرانسوی آن را بومی ایران ، عربستان و سوریه دانسته است، دانشنامه بریتانیکا، پسته را بومی ایران می داند. درخت پسته معمولی و یا پسته ایرانی پستاشیا ورا (Pistacia vera) به شکل جنگل های انبوه در شمال شرقی ایران دیده می‌شود لذا می‌توان گفت که اصل این جور پسته از ایران است. درخت پسته از ایران به سایر نقاط مخصوصاً به سواحل دریای مدیترانه (جنوب اروپا و شمال آفریقا) رفته است. پسته در ایران انواع گوناگونی دارد؛ اگر یک بار پسته ایرانی را امتحان کنید، هرگز طعم و مزه ی آن را فراموش نخواهید کرد.

زعفران ایرانی، طلای سرخ کویر ( Iranian Saffron)

 

فرهنگ مردم ایران,فرش ایرانی,زعفران

زعفران از گیاهان بومی ایران است که کشت آن از قدمت ۱۰۰۰ساله برخوردار است . گفته می شود ایرانیان نخستین قومی بودند که این گیاه ارزشمند را شناخته و به کشت و پرورش آن پرداخته اند. اين گياه رنگي و گرانبهاي چندين ساله ، بدون ساقه است و پياز دارد و چون درخاک کوير به عمل مي آيد، به طلاي سرخ و يا طلاي کوير شهرت يافته است. از هر ۱۵۰گل ، يک گرم زعفران و از حدود ۱۴۷هزار گل تازه ، يک کيلو زعفران خشک به دست مي آيد. زعفران به علت طعم و رنگ و عطر عالي ، کاربردهاي فراواني در توليد فرآورده هاي غذايي ، دارويي و شيميايي دارد و با توجه به محدوديت کشت و توليد، از فرآورده هاي گران قيمت به شمار مي رود. ايران با متوسط توليد ۱۰۰تن در سال ، در زمينه توليد زعفران، این طلای سرخ کویر، مقام اول را دارد.

خاویار، مروارید سیاه ایرانی( Iranian Caviar

 

زعفران در ایران,خاویار,ایران

 
خاویار یا تخم ماهیان خاویاری و از گرانترین غذاهای جهان توصیف می کنند و دریای خزر به عنوان بزرگ‌ترین منبع ماهیان خاویاری در جهان بیش از 90 درصد خاویار جهان را تأمین می‌کند. فیل‌ماهی یا بلوگا، تاس‌ماهی روسی یا چالباش، تاس‌ماهی ایرانی یا قره‌برون، ماهی شیب و ماهی ازون‌برون یا سوروگا، گونه‌های اصلی ماهیان خاویاری دریای خزر هستند. “لطفش این است که «مروارید سیاه» در همه جا پیدا نمی شود و در بازارهای جهانی هم با نام ایران شناخته می شود. از معدود محصولاتی است که نیاز به هیچ بازاریابی و تبلیغ هم ندارد. خود مشتریان برای خرید از سراسر جهان صف می کشند.”

ایران، جایی شبیه به رؤیا (Iran )

 

زیبایی های ایران, کشور ایران,خلیج فارس

 
ایران، یکی از سرسبزترین کشور های دنیاست.جایی شبیه به رؤیا ،قطعه ی کوچکی از بهشت! طبیعت شمال ایران در کناره دریای خزر و جنگل های سرسبز و دیدنی، سواحل نیلگون خلیج فارس، هوای گرم و مطبوع و آفتاب تابان، طبیعت زیبای چهار فصل در استان های غربی همگی بخشی از شگفتی های طبیعی ایران است که  با زیبایی دو چندان در فصل بهار میزبان گردشگران هستند. در قاره آسیا فقط و فقط یک کشور است که انگشت به نشان تمام کشورهای دنیا است و هرکس نام این کشور را می شنود؛ بی اختیار در باره ی آن به فکر فرو می رود. اینجا سرزمین گل های لاله و سرزمین پهلوانان دلیر، کشور تمام ملتی است که از جان خود  برای سربلندی و آبادانی این وطن و مردم آن می کوشند.

نوشته توسط بنیانگذار سایت : www.PersiansAreNotArabs.com در آمریکا